تفسیر عرفانی سوره ناس از زبان خواجه عبدالله انصاری

سوره ناس از اول تا آخر

 

دانلود فایل


 

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

 

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿١﴾

مَلِکِ النَّاسِ ﴿٢﴾

إِلَٰهِ النَّاسِ ﴿٣﴾

مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴿۴﴾

الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ﴿۵﴾                                 

 مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ ﴿۶﴾

بگو: پناه می برم به پروردگارِ مردم«۱»

صاحبِ مردم«۲»

معبودِ مردم«۳»

از زیان وسوسه گرِ کمین گرفته و پنهان«۴»

آن که همواره در سینه های مردم وسوسه می کند«۵»

چه از جنّیان باشد، چه از آدمیان «۶»

اى راه طلب حقیقت! چه راهى که قدم هاى دوستان در تو واله شد؟!

اى آتش محبّت حقّ! چه آتشى که جان هاى عزیزان ترا هیزم شد؟!

اى قبلۀ «بِسْمِ اللّٰهِ» ! چه قبله‌اى که هر که روى در تو آورد دمار از جان و روانش برآوردى.

آن کدام دلست که آتش خانۀ حسرت تو نیست؟!

آن کدام جانست که در مخلب باز قهر تو نیست؟تفسیر عرفانی ناس

گفتم که: چو زیرم و بدست تو اسیر بنواز مرا، مزن تو اى بدر منیر

گفتا که: ز زخم من تو آزار مگیر در زخمه بود همه نوازیدن زیر

عزیز جانى باید که او را بر اسرار «بِسْمِ اللّٰهِ» اشرافى دهند، یک شظیه از حقیقت این نام بر کنگرۀ طور تجلّى کرد طبق طبق از وى 

می شکافت، و از هم فرو می ریخت، تا در عالم ذرّه ذرّه گشت،

گفتا: پادشاها اگر سنگ سیاه طاقت این نام داشتى خود در بدو وجود امانت قبول کردى. آرى کوه با صلابت بر نتافت و طاقت نداشت و دل هاى ضعفاى این امّت برتافت و قبول کرد.

اى جوانمرد!نه آن دل ها می گویم که کلیسیاى شرک و شهوت بود، دل هاى بارگیران حضرت سلطان مى‌گویم، و بار گیر سلطان کسى بود که در همۀ اوقات و حالات اگر غرقۀ لطف و عطا بود یا خستۀ تیر بلا، باز گشت وى جز با حضرت ربوبیّت نبود، همه او را داند، همه او را خواند، قصّه نیاز خود بدو بردارد، از هواجس و وساوس استعاذت بوى کند،

اینست که ربّ العالمین مى‌گوید: 

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ اى- أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ مِنْ شَرِّ اَلْجِنَّهِ وَ النّٰاسِ

اى محمد! بندگانم را بگو تا چون از شرّ دیو و مردم فریاد خواهند،ب من خواهند، و با درگاه من گریزند؛ که جز درگاه من ایشان را پناه نیست، و خستگى ایشان را مرهم جز از فضل ما نیست.

هر جا که در عالم درویشى است خستۀ جرمى، درماندۀ در دست خصمى، ما مولاى اوئیم؛ هر جا که خراب عمرى است، مفلس روزگارى، ما خریدار اوایم؛ هر جا که سوخته‌اى است، بیخودى، لاف زننده‌اى، بى خبرى، ما شادى جان اوایم؛ هر جا که زارنده ایست از خجلى، سر فرو گذارنده‌اى از بى کسى، ما برهان اوئیم.

 نعت ما چیست؟ فرش فضل بباد افکندن، در تربت افلاس تخم بر پراکندن، در بادیۀ بیخودى جوى جود کندن، بر لب جوى احسان باغ دوستى کشتن!

سه جایگاه درین سوره خود را جلّ جلاله ببندگان اضافت کرد، و نام خود فرانام ایشان پیوست.

گفت:  بِرَبِّ النّٰاسِ مَلِکِ النّٰاسِ إِلٰهِ النّٰاسِ

دارنده و پرورانندۀ شما منم، پادشاه و کاردان و کارساز شما منم، خداوند رهنماى دلگشاى شما منم.

گاه گوید جلّ جلاله: شمائید بندگان من،

گاه گوید:منم خداوند شما. چه کرامت است بندگان را

بزرگوارتر از آن که خود گوید بجلال عزّ خویش که: شما آن من‌اید و من آن شما!!

بنده چون بدین مقام رسید و قدم برین بساط قرب نهاد، توفیق موافق و سعادت مساعد او گردد، دست اغیار از او کوتاه شود، وسواس خنّاس از شعاع شمع شوق او بگریزد، سلطان محبّت در سراى خاصّ او نزول کند. آثار و انوار لطف اللّٰه بر حال او ظاهر شود؛ تا هر که در نگرد، داند که نواختۀ فضل اوست و افروختۀ لطف او.

سورهٔ ناس در مکه نازل شده و دارای ۶ آیه است. این سوره یکی از معوذتین است.

تفسیر عرفانی ناس

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme